عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
234
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
169 إنّ من رزقه اللّه عقلا قويما و عملا مستقيما فقد ظاهر لديه النّعمة و أعظم عليه المنّة : براستى كه خداوند هر كس را عقلى درست و كردارى راست و نيكو روزى فرمايد البتهّ كه آن خدا نعمت را نزد وى آشكار فرموده و منّت بزرگى بر وى نهاده است ( و سزاوار است كه آن كس از خداوند بسيار ممنون و متشكّر باشد ) . 170 إنّ المجاهد نفسه على طاعة اللّه و عن معاصيه عند اللّه سبحانه بمنزلة برّ شهيد : براستى آن كس كه با نفسش در راه فرمانبردارى خدا و دورى از گناهان و نافرمانيهاى الهى پيكار كند اين چنين كسى نزد خداوند سبحان بمنزلهء شخص نيكوكار و شهيد است 171 إنّ العاقل من عقله فى ارشاد و من رأيه فى ازدياد فلذلك رأيه سديد و فعله حميد : براستى كه خردمند كسى است كه عقلش را در راه نمائى مردم به كار افكند و انديشهاش در كار افزون باشد چنين كسى رأيش درست و كردارش پسنديده است . 172 إنّ الجاهل من جهله فى إغواء و من هواه فى إغراء فقوله سقيم و فعله ذميم : براستى كه نادان كسى است كه جهلش در راه گمراهى مردم به كار افتد و هواى نفسش در فريب دادن اشخاص باشد چنين كسى قولش نادرست و كردارش نكوهيده است 173 إنّ هذه القلوب تملّ كما تملّ الأبدان فابتغوا لها طرائف الحكم : براستى كه اين دلها خسته ميشوند همانطورى كه بدنها خسته مى گردند پس نوبرها و تازه پيدا شدههاى حكمتها را براى آن دلها بجوئيد ( مثلا گاهى كه از تعمّق در مطالب علمى ملول مى گردند آنها را بتاريخ و شعر و حديث از خستگى برهانيد ) 174 إنّ أفضل الخير صدقة السّرّ و برّ الوالدين و صلة الرّحم : براستى كه برترين نيكى در نهان تصدّق دادن و با پدر و مادر خوبى كردن و با خويشاوندان پيوند نمودن است . 175 إنّ المؤمن يرى يقينه فى عمله و انّ المنافق يرى شكهّ فى عمله : براستى كه مؤمن يقينش به خدا و قيامت در كارش ديده مىشود و منافق شكّش در كردارش پديدار مى گردد . 176 إنّ أولياء اللّه تعالى كلّ مستقرب أجله